از آنجایی که امسال سال جهاد است و باید در هر زمینه ای شمشیر را از رو ببندی تا مشتی محکم باشد بر دهان همگان مسئولان دلسوز وزارت ارشاد با کمک دلیرمردان نیروی انتظامی در یک بررسی شبانه بعد از نه قرن مادر تمامی فساد های بشریت و مانیفست تمامی تخمهای شر " منظومه ی خسرو و شیرین نظامی" را کشف و ضبط نمودند. یکی از دست اندکاران این پروژه ی سنگین اعلام کرد که در اصرع وقت با این اثر برخورد جدی  و قانونی خواهد شد و این سر نخی خواهد بود برای کشف سایر مفسدان این باند ِ بی پدر. همچنین ایشان فرمودند سراینده ی این اثر همچنان تحت تعقیب قانونی قرار دارد و به یابنده جوایز نفیسی ارائه می شود.

از انجا که پاک کردن چند کلمه ی ماچ و بوسه و چه و چه برای برخورد با این اثر ِ خانمان بر انداز کفایت نمی کند و ممکن است عده ای جوانان ِ بی حیا ناگهان این کلمات را حدس بزنند و از آنجا که مثلث عشقی از بن و ریشه منافی همه نوع منافعی است و به نوعی خود ِ دست ِ دخالت آمریکا بر ذهنهای جوانان ماست، به نظر من خیلی بهتر است منظومه به نام "نبرد خسرو و فرهاد بر سر شهادت" تغییر اسم پیدا کند و به جای باقی بیت ها بریده های شعر های روزنامه اطلاعات و پیام های تربیتی ِ شهرداری (از همان هایی که روی دستگیره های پل هوایی هم می نویسند) چاپ شود. بدین ترتیب هم نظامی به ادبیات مدارس وارد و فرهنگ سازی می شود و هم نفس عمل تمام و کمال تحقق پیدا کرده است. همچنین مردم آگاه از مسئولین درخواست کرده اند که هرچه سریعتر یک فکری به حال لیلی و مجنون و ویس و رامین و باقی پدرسوختگان بکنند چون هر لحظه ممکن است جوانان که از این فتنه رها شده اند بروند سراغ آنها و خدا می داند چه خسارت های جبران ناپذیری بر بنیاد ما وارد خواهد شد. به هر حال اعتیاد است و پدر مادر ندارد.

واحد مرکزی خبر – گورتپه

 

پی نوشت: برای حفظ یک گوشه از این اثر چند بیتی را اینجا می نویسم، چه می دونم شاید صد سال دیگه این تنها باز مانده باشد!


چو شیرین گشت شیرین‌تر ز جلاب              صلا در داد خسرو را که دریاب

بخور کاین جام شیرین نوش بادت                بجز شیرین همه فرموش بادت

به خلوت بر زبان نیکنامی                          فرستادش به هشیاری پیامی

که جام باده در باقی کن امشب                  مرا هم باده هم ساقی کن امشب

مشو شیرین پرست ار می پرستی              که نتوان کرد با یک دل دو مستی

چو مستی مرد را بر سر زند دود                  کبابش خواه‌تر خواهی نمکسود

دگر چون بر مرادش دست باشد                   بگوید مست بودم مست باشد

اگر بالای صد بکری برد مست                      به هشیاری هشیاران کشد دست

بسا مستا که قفل خویش بگشاد                به هشیاری ز دزدان کرد فریاد

خوش آمد این سخن شاه عجم را                بگفتا هست فرمان آن صنم را

ولیکن بود روز باده خوردن                           جگرخواری نمی‌شایست کردن

 

ادامه ی اینو حتما بخوانید