آدمیزاد را «فکر و خیال» است که نابود می کند روزی…

 

بالاخره گسستم، از بند همه چیز. امتحان و صدها غلطی که دارم، دوگانگی قبولی یا اسفند ماه، پر کردن عدم حضور این چند ماهم برای خاله و خاله زاده، بالا بلندی های ریلیشن ِ گرامی، تمیزی طویله ای که از اتاقم ساختم و هزاران بند و بساط دیگر. فعلا در یک "استیت" ِ بی همه چیزیم! از آنها که حتی در یک ساعت برگشت از فرودگاه  فکر هم نداری که بکنی! و فعلا تمامی آن آیاها و اماها و اگرها و چه می شودها یک جای دیگه خودشان را گم و گور کردند. تا یکشنبه مطمئنم همین خواهم بود. فقط امیدوارم طوفان بعد از اینم سونامی نشود.

 

پی نوشت به یونیورس: راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد

 

درد ما را نیست درمان الغیاث

 

یک سری زخم ها مرهم دارند، یک سری درمان، یک سری هم میشود علی الحساب با باندی چیزی بست. اما یک سری زخمند که علاج ندارند، نه چیزی آرومش می کند نه فراموش، هی هستند و هی نبض می زنند. از اینجا تا ناکجای آدم را می لرزانند و از پا درت می آورند.  اینها با زخمهای موقتا بی علاج دیگه که خاک ایام کمرنگش می کند هم فرق دارند. اینجا حتی به گذر زمان هم نمی توان دلبست و امیدوار بود مثل زخم آبله می مانند با این تفاوت که همیشه تازه اند همیشه آتیش می زنند و زوق زوق می کنند و می دانی که حفره ی خالیش را هیچ چیز، مطلقا هیچ چیز پر نمی کند. حالا هی بشین و سر خورت را گرم کن، هی فیلم بازی کن و قوی نمایی کن. مهم درد است که از ساعت استارت خوردنش مدام می ماند و ضابطه اش از قضا تصاعد هندسیست تا شاید ، آن هم تازه شاید، یک روز با حضورش و نبود عاملش کنار بیایی.

که آن هم برای من بعید است

 

نمی دونم کجای گریز آناتومی بود می گفت

 

Pain, you just have to ride it out, hope it goes away on its own, hope the wound that caused it heals. There are no solutions, no easy answers, you just breath deep and wait for it to subside. Most of the time pain can be managed but sometimes the pain gets you where you least expect it. Hits way below the belt and doesn't let up. Pain, you just have to fight through, because the truth is you can't outrun it and life always makes more.  

 

تا عاقبت ما چه شود

 

معرفت


می نویسم  " من "


بخوانید  " خر "




چه کشکی چه پشمی


من همیشه با دیدن فیلمهای برگرفته از کتابها حرص می خوردم که چرا کارگردان مربوطه ذره ای به متن اصلی کتاب پایبند نمی ماند و برای خودش یک جایی رو دست کاری می کند، کم می کند یا هرچی. این مورد تقریبا در مورد کتاب "هری پاتر" خیلی کم بود یا حداقل از نظر من اگر چیزی کم شد از قسمتهایی بود که میشد در نظر نگرفت، البته جز کتاب پنجم و مرگ سیریوس بلک که من را اون فیلم تحقیقا دق داد! اما سوای آن فیلم باقی فیلمها به جا و زیبا درست شده بود تا این فیلم آخر که باز آخرش غافل گیر کرد و رسما گند زد به همه چیز!

قبول دارم فیلم بسیار قشنگی بود و می دانم دیگه چی از جون یک فیلم می خوایم اما واقعا برایم سوال است Yates ِ عزیز اصلا چرا اسم فیلم را deathly hallow گذاشته! یعنی ماندم چه فکری با خودش کرده که از اولین دقایق قسمت اول هی این ماجرای سه برادر  و تلاش این سه شخصیت اول برای فهمیدن آن را کش داده و اصلا چرا این به تصویر کشید شده وقتی قرار است کلا نتیجه ی این بُعد از کتاب حذف شود و کسی که حال خواندن آن چند صد صفحه کتاب را ندارد به هیچ عنوان با دیدن این فیلم نفهمد اصلا ماجرا چه بود و چه ربطی به هری و کل داستان داشته و خب در واقع خانم رولینگ گویا مریض بودند! و لابد آن دو سه صفحه ی آخر کتاب و تمام آشکار سازی های نویسنده از زبان هری یا چه می دانم چندین و چند فصل مربوطه ی دیگر که به راحتی چشم پوشی شد کشک بوده و قابل اغماض! و همین کافی ست که بدانیم پسر شجاع قصه ی ما سنگ را در آورد تا چهار تا دوست و آشنای مرده را ببیند، آن شنل نامرئی که اصلا هیچی، آن چوب دستی هم که توضیحش را داد و برای همین با نگاه معصومانه آمد دستش و لابد ولدرمورت ضایع شد که پودر شد! کاش لااقل اسم کتاب همین نمی بود بلکم دلم کمتر می سوخت!

به شدت ترجیح می دادم اگر قرار بود چیزی به کل حذف شود آن 19 سال بعد می بود. هم در کتاب و مخصوصا در فیلم تا دست یک پسر و دختر نهایت بیست و خورده ای ساله (با همان قیافه های دو ثانیه پیش ماجرا!) یک پسر یازده ساله نمی دادند، اصرار هم کنند باور کنید این بالای سی سالش است! و لابد کارگردان محترم خیلی مطمئن بود که همه می خواهند بدانند هری پاتر معروف اسم پسر اولش را از چه ترکیبی می سازد اما خیلی واجب نیست روشن شود که چرا آن کتاب داستان از دامبلدور به یادگار رسیده.

دقیقا نمی دانم چرا دارم حرص می خوردم، شاید چون آرزو به دل ماندم یک فیلم را همان طوری ببینم که دوست دارم و خواندم

و حتما هم با همین آرزو به گور می روم.