چون است حال بستان ای باغ نو بهاری؟
یک روز به شدایی در زلف تو آویزم
یک روز دو چشمم خیس
یک روز دلم چون گیس
آشفته و ریساریس
بردار دگر بردار
به دارم زن
به دارم
دارم
زن
اگزاز
و دیازپامی
جز زلفت آرامی
چون زلف تو نارامم
رسوا و پریشان من
ای وااای ای وااای
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 22:16 توسط سحر