یک روز به شدایی در زلف تو آویزم

یک روز دو چشمم خیس

یک روز دلم چون گیس

آشفته و ریساریس

بردار دگر بردار

به دارم زن 

به دارم

دارم

زن


اگزاز 

و دیازپامی 

جز زلفت آرامی

چون زلف تو نارامم

رسوا و پریشان من



ای وااای ای وااای